قربانعلی عرب مارکده، فرزند محمد ابراهیم و ماه پری کرمی صادق آبادی، در 10 مهر ماه سال 1336 در روستای مارکده از توابع شهرکرد متولد شد.
6 ساله بود که پدرش را از دست داد. مرگ پدر و شرایط سخت معیشت باعث شد که قربانعلی در کلاس چهارم ترک تحصیل کند . وی به همراه مادر به اصفهان مهاجرت کرد و در آنجا به شغل درب و پنجره سازی مشغول گشت. در حالی که حقوق ناچیزی از دست رنجش به دست می آورد و خود نیاز شدیدی به این پول داشت، ولی به یتیمان و مستمندان کمک می کرد. ایشان به واسطه اردات خاصی که به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) داشت و علاقه مند به مسایل شرعی بود، با اکثر جوانان در مجالس مذهبی و جلسات قرآن شرکت میکرد.
در سال 1356 در پیرانشهر و در پادگان عجب شیر خدمت سربازی را به اتمام رسانید.
با شروع درگیری های کردستان و شروع جنگ به آن منطقه اعزام شد . با اعلام نیاز در منطقه جنوب به صفوف رزمندگان پیوست . در تمام عملیات های مهم که لشکر 14 امام حسین (ع) انجام داد، شرکت موثر و فعالی داشت. او قائم مقام لشکر امام حسین (ع) بود و مسئولیت های خود را کاملاً پسندیده انجام می داد. از خصوصیات اخلاقی ایشان تواضع و فروتنی بود.
او پنج بار مجروحیت در جبهه داشت. در یکی از مجروحیت هایش- که در بیمارستان بستری بود- مسئولان استان اصفهان به ملاقات وی آمدند . از حماسه و فداکاری او بسیار سخن گفتند و او را مورد تکریم و تمجید قرار دادند. پس از رفتن مسئولان وی به شدت گریه کرد، زیرا عقیده داشت کار اصلی را بسیجیان و رزمندگان انجام می دهند. رزمندگان با شجاعت ها و شهامت های خود در مقابل دشمن می ایستند، آنها مایه افتخار هستند.
در موقع عملیات چند روز قبل و یا حتی بعد از عملیات به همه جوانب فکر می کرد و چاره اندیشی می نمود تا به مشکل برنخورند . وی به عنوان مسئول گاهی در کسوت فرماندهی گردان بازوی موفق و توانای فرماندهی به حساب می آمد و عمل می کرد و گاهی در مواقعی که جبهه آرام بود به سنگرها سرکشی می کرد.
قربانعلی عرب زاده در روز پنج شنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1364 در عملیات بدر « شرق دجله » بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر به شهادت رسید.
خداوندا، از تو می خواهم که در این جهاد مقدس - که رضای تو در آن است- کمکم کنی. من عمری در غفلت و نادانی گذراندم. خدایا، به بزرگیو بخشندگی تو- که تو به پذیر و بی نیازی- امیدوارم. من افتخار می کنم که چنین خانواده ای دارم. از شهادت من دلگیر و ناراحت نشوید. بدانید که امام حسین (ع) و بانوی بزرگ اسلام و دختر عزیزش حضرت زینب (س) در راه اسلام مصیبت ها کشیده اند تا اسلام پایدار باشد.
فرزندان عزیزم، از اینکه نتوانستم حق پدری را بر شما ادا کنم ، مرا ببخشید. از همسرم راضی هستم و امیدوارم که ایشان هم از من راضی باشند. از کسانی که مرا می شناختند، حلالیت بطلبید . حال که این وصیت نامه را می نویسم مشغول نگهبانی هستم. با صلوات مرا یاد کنید و روحم را شاد گردانید