روحانی شهید: عباس خلیلی مرگ، اگر برای بسیاری فقط پایان و مرحله شروع فراموشی و از یاد رفتن است، برای شهید فصلی روشن و نورانی و آغاز یک حیات برتر و متعالی و خدایی است. شیوة شهادت، صادقانهترین و غیرتمندانهترین شیوة دینداری است. درود خدا بر شهیدان راه فضیلت و انسانیت؛ آنهایی که وضویشان خونین شد، از قیود مادی بریدند، بذر انقلاب در درونشان جوانه زد و پیامی از مرکب خون دادند، پیامی از عشق که برای همیشه بر تارک تاریخ میدرخشد. سخن در وصف کبوتر سبکباری است که در سال 1335 در یک خانوادة مذهبی دیده به جهان گشود و وجودش مایة افتخار و قدومش سرشار از برکت شد. او شهید بزرگوار عباس خلیلی بود که در روستایی از توابع شهرستان شهرضا به دنیا آمد. دوران کودکی را با حمایت و تربیت والدینی پاک به پایان رساند و کم کم میرفت تا گلبرگهای وجود این غنچة نورسته شکوفا شود. به این ترتیب پس از گذراندن هفت بهار از عمرش او را راهی مدرسه کردند تا در سنگر علم آموزی، فردی کوشا و فهیم باشد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، ندایی از درون او را میخواند که باید از سرمایه حافظه و استعداد جوانی برای انجام مسئولیتی مهم استفاده کرد، همان رسالت الهی که بساط ظلم و نفاق را از بین میبرد. آری، شهید عباس خلیلی راه مقدس حوزه را برگزید تا با فراگیری علوم ناب اهل بیت -علیهمالسلام- و جرعه نوشی از بحر بیکران فقه جعفری، خود را برای مبارزه علیه طاغوت و طاغوتیان مجهز به سلاح علم و تقوا کند. در سال 1348 در مدرسه علمیه صدر اصفهان دروس حوزوی را آغاز کرد و همگام با تحصیل علوم دینی به مبارزه با رژیم طاغوت برخاست. او از همان ابتدای قیام انقلابی مردم به رهبری امام (ره)، فریاد گرحق و افشاگر چهره کریه ضد انقلاب بود و به خاطر سخنرانیهای افشاگرانة خود بارها به دست دژخیمان پهلوی دستگیر، زندانی و محکوم به دو سال ممنوعیت خروج از اصفهان شد. او همزمان با شروع انقلاب اسلامی در بسیج مردم نقش سازندهای داشت و در جریان حکومت نظامی اصفهان دوباره به زندان رفت و با اوج مبارزات مردم دلیر اصفهان و سایر شهرهای ایران آزاد شد. ایشان همچنان به فعالیتها و سخنرانیهای خود ادامه داد. پس از پیروزی انقلاب در رساندن پیام خون شهدا نقش به سزایی داشت و در همین رابطه به عنوان خطیب توانا و دانشمند و مدرس حوزة علمیه اصفهان به شهرهای دور دست مسافرت میکرد و با بیان رسای خود، پرده از چهرة منافقین آمریکایی بر میداشت و سرانجام با مسافرت به کرمان و پس از چند سخنرانی و هشدار به مردم آن دیار در مورد توطئة آمریکا، بار دیگر دست جنایتکاران آمریکا را آستین منافقین بیرون آمد و در 29/8/1360 این روحانی مبارز و شجاع در کرمان بعد از سخنرانی به دست منافقین کثیف و کوردل به شهادت رسید و بدین سان یکی دیگر از گلهای گلستان امام زمان(عجلاللهتعالیفرجه) شقایقوار، مظلومانه پرپر شد. آری، شهید خلیلی با شهادتش برای همیشه به ما درس مبارزه و ایستادگی در برابر منافقین و دشمنان خدا را داد. پیکر مطهرش پس از تشییع با شکوه، درگلزار شهدای اصفهان به خاک سپرده شد. «پرواز در آشیانهای خلد برین بر او مبارک باد»