آیت الله سید ابوالحسن آل رسول معروف به » آیت الله شمس آبادى «، در خانواده اى عالم و
روحانى در اصفهان دیده به جهان گشود. وى پس از تحصیلات مقدماتى علوم اسلامى در زادگاه خود، در سن 25 سالگى عازم حوزه علمیه نجف اشرف شد و از محضر عالمان و فقیهانى چون آیات عظام سیّد ابوالحسن اصفهانى، آقا ضیاءالدین عراقى، سیّد جمال الدین گلپایگانى، سیّد عبدالهادى شیرازى و سیّد محسن حکیم بهره ها برد و پس از طى یک دوره دوازده ساله و اخذ مدارج عالى علمى، راهى اصفهان گردید و به تدریس و ارشاد پرداخت.
آیت الله شمس آبادى از علمایى بود که در سال 42 ، وفادارى خود را به نهضت امام خمینى(ره)
اعلام کرد و بیشترین فعالیّت اجتماعى خود را در انجمن هاى خیریه، از جمله گسترش انجمن مدد
کارى امام زمان(عج) ویژه ایتام، سازمان ابا بصیر ویژه نابینایان و تشکیل حسینیه اصفهانى ها در مشهد و کربلاى معلا گذراند.
آیت الله شمس آبادى عالم بزرگ فقه و اصول بود و درمدرسه صدر اصفهان در سطوح عالیه
علوم حوزه تدریس
مى نمود. آثارعلمى زیر از تألیفات و تحریرات اوست:
-1 تقریرات اصولى 2- رساله مختصر دراصول دین
-3 شرح صحیفه سجادیه 4- موعظه ابراهیم
-5 اشعار در مراثى و مناقب اهل بیت(ع)
شهادت آیت الله سید ابوالحسن شمس آبادى در زمان خود و مدت ها پس از آن،
رسانه هاى عمومى و خبرى و نیز جریانات فکرى را تحت تأثیر قرار داد.
در آن موقعیت، ساواک سعى مى کرد به طور کامل از این حادثه به نفع خود بهره بردارى کند. به طورى که طى بولتن ویژه اى، گزارشى از شناسایى
و دستگیرى قاتلان تهیه کرده و به شاه خبر داد. در حاشیه صفحه اول بولتن از قول شاه و به امضاى ثابتى چنین آمده است: »حداکثر بهره بردارى تبلیغاتى علیه طرفداران (امام) خمینى بشود. «
ساواک و عوامل رژیم پهلوى سعى داشتند عوامل وابسته به نهضت امام را در این قتل سهیم
و متّهم نمایند. رژیم تحت فشار افکار عمومى به دستگیرى قاتلان آن شهید گرانقدر پرداخت و
به محاکمه و حبس آنان اقدام نمود به طورى که قاتلان در همان دادگاه به جرم خود در شهادت
آیت الله شمس آبادى اقرار نمودند و همزمان با اوج گیرى انقلاب اسلامى و آزادى زندانیان سیاسى،
متأسفانه گروهى از همفکران این گروه اقدام به آزادى آنان کرده و در صدد اعاده آبروى از دست
رفته آنان بر آمدند و بار دیگر مهدى هاشمى را ملبس به لباس روحانیت نموده که این حادثه زمینه
نفوذ او را در بدنه نظام به وجود آورد و تا مدتى نظام اسلامى از او و همفکرانش دچار تهدید و چالش گردید.
در هر حال مدت ها از این حادثه گذشت تا پس از پیروزى انقلاب اسلامى و شفاف تر شدن
خطوط فکرى و سیاسى، به فرمان امام وزارت اطلاعات با رسیدگى به پرونده مظنونان این حادثه،
بویژه نقش اصلى مهدى هاشمى و اعترافات او، مسائل پشت پرده و نیز ماهیت قاتلان را آشکار
ساخت که در این خصوص کتاب خاطرات سیاسى از حجت الاسلام محمدى رى شهرى وزیر وقت اطلاعات، داراى اطلاعات ارزشمندى است.
اعترافات قاتلان نشان مى دهد آنان ضمن آنکه از افکار و اندیشه هاى باطل خود به شدت
حمایت مى کردند، آیت الله شمس آبادى را مخالف سر سخت خود مى دانستند زیرا وى با اندیشه
افراطى آنان در منابر و مجالس وعظ و خطابه مخالفت نموده و با احساس مسئولیت الهى خویش به نقد عالمانه کتاب هایى که در این زمینه منتشر مى شد، مى پرداخت. در این زمینه خوانندگان عزیز را به کتاب پیش گفته و دو مجلد » بن بست « ارجاع مى دهیم.
در نهایت مهدى هاشمى و تعدادى از عواملش، طبق نقشة قبلى آیت الله شمس آبادى
را صبحگاهان در مسیر مسجد ربوده و دستمالى به گلوى ایشان انداخته و او را به شهادت رساندند و
پیکر مطهرش را در مسیر شهرستان درچه در کشتزارها رها کردند. مردم متدین درچه پس از شناسایى
و تشییع، وى را به اصفهان منتقل و به دستور مرحوم آیت الله خادمى رئیس حوزه علمیه اصفهان،
بازار، حوزه و شهر تعطیل و مراسم باشکوه تشییع انجام شد که این مراسم تبدیل به یک نماد ضد
طاغوت گردید.
هم اکنون در محل شهادت آن بزرگوار مسجدى به نام مسجد شهید آیت الله شمس آبادى بنا شده است.