لشكر 14 امام حسين(ع) خيمه گاه عشق بود. چه خاطرات شيرين و حزينى، چه جوانان پاك و نازنينى! … و اسماعيل زمانى يكى از آنان بود، پانزده سالش بود كه در حوزه علميه خوانسار ثبت نام كرد. در مدرسه ولى عصر(عج)، كتاب را گشود، چند ورقى خواند، دريافت كه:
«درس عشق در دفتر نمى گنجد.» فهميد كه اكنون دوران عشق ورزى است. پس با عنوان رزمنده رزمى- تبليغى پا به جبهه گذاشت.
وقتى هم كه مى خواست برود، سنش كم بود ولى به هر صورت به جبهه اعزام شد. حجله گاه
شهادت او آماده بود! كربلاى 5 و رزم بى امان و آتش و گلوله. اسماعيل با تمام روحيه و دلاورى
در عمليات كربلاى 5 مجاهدت نمود تا سر انجام چهارم اسفند ماه سال 65 با اصابت تركش به
پهلويش شربت شهادت نوشيد.
فرازی از وصیت نامه:
امام عزيز را تنها نگذاريد و هميشه شعارتان اين باشيد: «ما اهل كوفه نيستيم امام تنها بماند .»
بدانيد فرداى قيامت ما مسئول خون شهدا هستيم.