صفحه اصلی
loading...
 
 
 

گفتم به کجا، گفت صدایم کردند

خوش آن سری که در آن بود هوای حسین
خوش آندمی که در آن بود ولای حسین
خوش آن تنی که بکوی حسین سپارد جان
خوش آن بدن که شود خاک پای حسین


من که مهمان حسینم در جنان جانباز دینم
من شهید یکه تاز عرصه این سرزمینم
جان خود کردم فدای مکتب اسلام و قرآن
پاسدارم من دلیر کشور ایران زمینم


ما ز کوی حق سفر تا کربلا خواهیم کرد
جان خود را در ره جانان فدا خواهیم کرد
عهد و پیمانی که ما بستیم با خون حسین
اندرین وادی به عهد خود وفا خواهیم کرد

رسد ز خاک هر شهید به گوش ما این پیام
بهر رهائی از ستم ز جا ،کن قیام
بسوز عاشقانه بر وجود شمع امام
کشته ی با شرف به از زندگی ظلام

ای گل زیبای عمرم زود پرپر گشته ای
شاد و خندان رفته و گلگون کفن برگشته ای
همنشین و همره شهزاده اکبر گشته ای
افتخار خاندان و باب و مادر گشته ای

در سنگر حق شیر شکاران همه رفتند
مستانه پی پیر جماران همه رفتند
غمنامه بود ناله جانسوز شهیدان
ما با که نشستیم که یاران همه رفتند

گفتم به کجا، گفت صدایم کردند
گل بودم و از شاخه جدایم کردند
گفتم که فرشته ها چه کردندت؟گفت:
روزی خور سفره ی خدایم کردند

شهیدان شاهدان روزگارند
برای دین و کشور افتخارند
زآن قطره ی خون کز گلوی تو چکید
سر تا سر این دیار،آلاله دمید

بر لوح مزار عاشقان نقش زدند
من مات من العشق فقد مات شهید
مطلب بعدی »