صفحه اصلی
loading...
 
 
 

رویا

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : سيد ضياء الدين ترابي به روزي به رويام برگشته بودم. جوانيم بود و جهاني كه در جنگ به پيكار با دشمنانم برانگيخت به رويام تفنگي تهي دست من بود تفنگي تهي…

آهسته آهسته

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : مهدي فرجي گل شد برآمد پيكرم آهسته آهسته بگذار از خود بگذرم آهسته آهسته انگشترم مُهرم، پلاكم، چفيه ام، عطرم پيداست از دور و برم آهسته آهسته آهسته…

یوسف

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : مهدي فرجي اين ها كه يافتيد تنِ يوسفِ من است اين بازمانده ي بدنِ يوسفِ من است هر چند مكّه نيست ولي حجّتان قبول! در «فكّه»، حجّ، شناختنِ يوسف من است در…

شمیم بهشتی

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : سيروس عبدي سينه چو برگ باد خزان خورده بي تپش از شاخه ي طراوتش افتاد و بعد خِش! اينك صداي خرد شدن زير پاي درد اينك صداي آمدنِ فصلِ بي تپش اجزاي هستي اش به…

واپسین برداشت

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : رضا علي اكبري خيابان، دوربين و آب و قرآن ... اولين برداشت كسي در صحنه خم شد، ساك خود را از زمين برداشت تريبون ها پر از احساس، رفتن را هجي كردند تمام شهر…

عاشقانه های یک شهید

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : حسن صادقي پناه كمي نشستي و با ماه گفت و گو كردي و عطر خاطره ها را دوباره بو كردي نفس گرفتي و ردِّ بهارِ گم شده را ميان غربت ني زار، جست و جو كردي هوا چقدر…

بویِ پیرهن

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : حسن صادقي پناه .. و با نسيم، از آن بويِ پيرهن بفرست! فقط براي دو چشم سپيد من بفرست! چقدر منتظرت باشم و غروب شود؟ چقدر آه! ... نشاني ز خويشتن بفرست! نه…

معلّم انشا

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : كيومرث مرادي سلام باز چه داريم بچه ها؟ انشا كلاس انشا در خاكريز هاي خدا؟ چه با كلاس كلاسي! چه با صفا درسي! تفنگ و شوق و نيايش، نماز و شور و دعا؟ ولي چه…

لباس خاکی ها

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : ¡سيد محمد جواد شرافت نديدم آينه اي چون لباس خاكي ها همان قبيله كه بودند غرقِ پاكي ها به عشق زنده شدن، «عند ربِّهم» بودن شده ست حاصل آن ها ز سينه چاكي…

یاد باد

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : عبان كرم دخت ياد باد آن روز هاي شعله ور عشق بود و سوز هاي شعله ور روز هاي مهربان عاشقي پر زدن، در آسمان عاشقي روز هاي سنگر و بوي خطر رفتن از خود تا…