|
|
|
|
|||
بوي عطر قبر شهيدپنجشنبه 11 دی 1348
سيد احمد پلارك فرزند سيدعباس متولد
1344 تهران و اصالتاً تبريزي است. در سال 66 عمليات كربلاي 8 در شلمچه به شهادت
رسيد.
در 6 سالگي پدر را از دست داد و چون تك پسر خانواده…
بوسه ي عشقپنجشنبه 11 دی 1348
آخرين بار كه ميخواستيم بدرقهاش
كنيم، خواستم صورتش را ببوسم، ناخودآگاه صورتش را برگرداند تا با يكي از بدرقهكنندگان
صحبت كند كه لبهايم به جاي صورتش پشت…
بوي پيراهن يوسفپنجشنبه 11 دی 1348
چند ماه پس از شهادت همسرم (1)، فرزند
يك سالهام دچار سرماخوردگي شد و پس از آن از چشمش خونابه ميآمد. شبي با تأثر از
اين مسأله به خواب رفتم و همسرم را ديدم. پس از درد…
بوي عطرپنجشنبه 11 دی 1348
روز دوم محرم سال 76 كه اكثر بچهها
به خاطر محرم به شهرستانهاي خود رفته بودند، من با يكي از برادرهاي سرباز در
منطقه مانديم و شهيدي پيدا كرديم كه يك پرچم يا حسين…
به طراوت بهارپنجشنبه 11 دی 1348
بعد از عمليات "مطلعالفجر"
كه در منطقهي گيلانغرب انجام گرفت، پيكر چند تن از شهدا در منطقه جا ماند. به
دليل حجم آتش دشمن، انتقال اجساد ممكن نبود و بچهها…
بلندشوپنجشنبه 11 دی 1348
در اردوگاه تكريت 12، برادري به نام "فرزانه"
كه از ناحيهي كمر و پا فلج بود، حضور داشت. تحمل شرايط سخت اسارت، آن هم با وجود
معلوليت، نياز به روحيهاي قوي داشت…
بشارتپنجشنبه 11 دی 1348
جرياني به واسطهي توسل به امام حسين
(ع) در محرم سال 1366 بر من (1) واقع گرديد. يك شب بعد از انجام عهدي كه با خود
نمودم و آن خواندن زيارت عاشورا و قرآن براي امام زمان (عج)…
بر بالين عشقپنجشنبه 11 دی 1348
در شهر شيراز رسم بود علماي برجسته
براي شهدا تلقين بخوانند. آن شب قبل از خواب احساس عجيبي داشتم. روز بعد وقتي وارد
قبر شدم، در چهرهي شهيد (1) حالت تبسمي احساس كردم.…
بربري-علي اصغر(شهيد)پنجشنبه 11 دی 1348
علياصغر بربري (1) در مقطع دوم
دبيرستان تحصيل ميكرد كه از شهرستان زابل براي حضور در جبهه اعزام شده بود. يك
روز كه او را در خط مقدم جزيرهي مجنون ديدم، پرسيدم: «چه…
برون-جمشيدپنجشنبه 11 دی 1348
يكي از برادران به نام «جمشيد برون»
در مرحلهي سوم عمليات بيتالمقدس، كمربندي به كمر داشت كه بسيار زيبا بود. بچهها
هم با او شوخي ميكردند و هر كدام از او…
|
|||||
|