|
|
|
|
|||
لاله پرپرپنجشنبه 11 دی 1348
بیا ای دل از اینجا پر بگیریمره کاشانه دیگر بگیریمبیا گمگشته دیرین خود راسراغ از لاله پرپر بگیریمبیا ای دل از اینجا پر بگیریمره کاشانه دیگر بگیریم بیا گمگشته دیرین…
آن سوی آبی هاپنجشنبه 11 دی 1348
ما شهیدان جنون بودیم از عهد قدیم
سنگ قبر ماست دریا ، نقش قبرما نسیم
شهر ما آن سوی آبی هاست ، دور از دسترس
شهر ابراهیم ادهم ، شهر لقمان حکیم
اندکی بالاتر از آبادی…
احساسپنجشنبه 11 دی 1348
تا شهابی در آسمان دیدم نذر کردم دوباره برگردی
گل یاسی اگر که بوییدم نذر کردم دوباره برگردی
عطر احساسهای من اینجا رنگ شب گریههای بارانیست
هر شبی که ستاره باریدم، نذر…
در انتظار...پنجشنبه 11 دی 1348
هنوز بر لب سرخ تو ردّ لبخند است
بخند چون که برای دلم خوشایند است
چقدر جاذبه دارد نگاه گیرایت
هنوز عکس نگاهت به قاب دل بند است
چنان عکس…
گنجپنجشنبه 11 دی 1348
شبی راهی شدی تا با غریبی همسفر باشی
بدون اینکه حتی لحظهای فکر خطر باشی
سواری آمد و پیغامی از سرگشتگی آورد
به صحرا سر سپردی تا همیشه…
هزار منقل و اسفندپنجشنبه 11 دی 1348
درخت ها به نماز ایستادهاند تنت را
و بارهای مسافر شمیم پیرهنت را
به انتظار نشستهاند کاسبان تهیدست
عزیزوار به بازار مصر آمدنت را
چنان سبک شدهاند بیپلاک و نام و…
سکوت و فاصلهپنجشنبه 11 دی 1348
یا هیچ گاه، حس کبوتر نداشتم
یا خواستم پرنده شوم، پر نداشتم
تو، بال و پر زدی و رسیدی به آسمان
من، دست از حضیض زمین بر نداشتم
تو، جز جنون و عشق و خطر در سرت نبود
من، جز…
گمشدگانپنجشنبه 11 دی 1348
این غنچه گل از چمن گمشدگان است
آلاله ی سرخ دمن گمشدگان است
هر برگ گل سرخ که افتاده در این باغ
تن پاره ای از باغ تن گمشدگان است
صبحی که از آن روح فلق سرخ برآید
آئینه…
زخم کهنهپنجشنبه 11 دی 1348
باز امشب دفتر من پارهپاره
باز امشب شعر من شد نيمهکاره
باز امشب با تو خلوت ميکنم من
يک نگاهي بر وصيتنامه ميکنم من
زخم کهنه در دلم سر باز کرد
اشک در من قصهها…
آئینه جنگپنجشنبه 11 دی 1348
اي جماعت جنگ يک آئينه است
هفتة تاريخ را آدينه است
لحظهاي از اين هميشه بگذريد
اندرين آئينه خود را بنگريد
داغ بود و اشک بود و سوز بود
آه ! گويي اين همه ديروز بود
اينک…
|
|||||
|