صفحه اصلی
loading...
 
 
 

گفتم به کجا، گفت صدایم کردند

پنجشنبه 11 دی 1348
خوش آن سری که در آن بود هوای حسین خوش آندمی که در آن بود ولای حسین خوش آن تنی که بکوی حسین سپارد جان خوش آن بدن که شود خاک پای حسین من که مهمان حسینم در جنان جانباز…

بی‌تو ما همسفر قافله‌ی پاییزیم

پنجشنبه 11 دی 1348
بی‌تو ما همسفر قافله‌ی پاییزیم مثل خروشید لب بام غروب‌انگیزیم بی‌تو بر شانه‌ی پرشورترین خاطره‌ها كنج تنهایی‌مان، خون جگر می‌ریزیم نازنین ! قلب تو هر چند شكست…

کوچ سرخ

پنجشنبه 11 دی 1348
نگاه پنجره ها بود و كوچ سرخ كبوتر و آسمان همه درداغ آفتاب شناور چه دست های سیاهی كه دیو شوم برانگیخت به انهدام پرنده، به قتل عام صنوبر پرنده پر زد و تا فرصت همیشه…

عشق و عطش

پنجشنبه 11 دی 1348
هفت آسمان و هفت زمین سجده گاه شد دریا دلی به شوق زیارت به راه شد ساحل برای آمدنش بی قرار بود گویی به درد عشق و عطش او دچار بود با نغمه ای دو باره دلش پا گرفته بود در…

فصل پرواز فقط فوز شهادت مى خواست

پنجشنبه 11 دی 1348
شهید! ای به شط نور شستشو كرده نماز وصل به محراب عشق آورده چو سوخت پرده جسمت در التهاب عروج شگفت بر لب جانت حدیث ناب عروج كنایتی ست كه با آب خنجر جلاد ز باغ جان تو…

که گفته خاک ، کم از آسمان بها دارد ؟

پنجشنبه 11 دی 1348
كه دیده زیر زمین باغ خزانی را نهان تر از سفر ریشه ها جهانی را ؟ و باد ، گرد همین خاكریز می پیچد مگر كه فاش كند قصّه نهانی را كه گفته خاك ، كم از آسمان بها دارد ؟ ببین…

خاطرات جبهه ها یادش بخیر

پنجشنبه 11 دی 1348
خاطرات جبهه ها یادش به خیر ای بسیجی ها خدا یادش بخیر در سرم دیگر نباشد شور خون یاوران سر جدا یادش به خیر عهد ما بین خدا و من شکست عهدهای با وفا یادش بخیر اشک من دیگر…

جمجمک برگ خزون ، یه پلاک یه استخون

پنجشنبه 11 دی 1348
جُمجُمَك‌ برگ‌ خزون‌ مادرم‌ زینب‌ خاتون‌ قامتش‌ عین‌ كمون‌ از كمون‌ خمیده‌ تر روزبه‌ روز تكیده‌ تر غصه‌ داره‌ غصه‌ دار بی‌ قراره‌ بی‌ قرار میگه‌…

من ز حلقوم تمام لاله ها فاش می گویم غم آلاله ها

پنجشنبه 11 دی 1348
امشب از غم میزبانی می کنم یاد دوران جوانی می کنم خاطراتم را مصور می کنم ظلمت دل را منور می کنم برفراز یادها پر می زنم روزگار خویش را سر می زنم روزگار مستی و دلدادگی…

اتل متل یه بازی

پنجشنبه 11 دی 1348
اتل‌ متل‌ یه‌ بازی‌ بازی‌ای‌ بچه‌گونه‌ از آقا جون‌ نشسته‌ تا كوچولوی‌ خونه‌ اول‌ عمونشسته‌ بعد زن‌ عمو فریده‌ بعد مامان‌ و آقاجون‌ بعد بابا و سعیده‌…