|
|
|
|
|||
آپاراتی دشمنپنجشنبه 11 دی 1348
راننده آمبولانس بودم، در خط حلبچه؛ روزي با ماشين بدون زاپاس رفتم جلو شهيد و مجروح بياورم. دست بر قضا، يكي از لاستيك ها پنچر شد. رفتم به يكي از برادران واحد بهداري گفتم:…
غربتپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : نويد شاهد
به سر غير تو سودائي نداريم
در اين سودا، من و مائي نداريم
ببازار تو معيار ار شهيدي است
سواي راي تو رائي نداريم
در اين غربت كه نامش زندگاني…
قسم شکستهپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : علي اكبر اقبالي
مرزي بوده حتماً
در مرز عمليات
كه مزارت
گم شده لا به لاي لكنت اروند
كدام واگويه هاي امواجي؟
كه شط
هر شب جمعه
سر مي گذارد بر شانه هاي خليج…
هوای پر زدنپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : عنايت اله مالكي
كبوترها كبوترها به دلجويي از آن بالا
نگاهي زير پا گاهي اسيران قفس ها را
خوشا پروازتان با هم، بلند آوازتان با هم
به ياد آريد ما را هم در…
مزار بی صداپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : عنايت اله مالكي
دلم خون از نگار بي وفايي است
بهارم دي شد و دل در جدايي است
غريبم من خدايا در ولايت
مگر اين رسم و راه آشنايي است
شهي بودم چو تخت و بخت…
پلاکپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : ابراهيم ابوالحسني
و ناگهان خبري دردناك آوردند
ز رد پاي تو يك مشك خاك آوردند
هنوز باورم اين بود باز مي گردي
براي باورم اما پلاك آوردند
تو زنده بودي و آن…
نماز شهادتپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : احمد خويشتن دار لنگرودي
اي كاش!
چشم ها
دورتر را مي ديد
چگونه سرنيزه ها
عشق را مي فهمند؟!
و برادر چه عاشقانه
با دود باروت
غسل مي كند در آب و خون
اي كاش!
مي…
کوچه های مهرپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : رضا سيف پور
هنوز
بوي باروت مي داد چشم هاي خسته ي مردي
كه از تو به توي كوچه هاي «مهران»
مهر را
دانه دانه تسبيح مي كرد
تا جاده هاي پيچ در پيچ نجابت
هنوز…
هذیان یا رؤیاپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : سيد علي شفيعي
بيدار مي شويم
به هيئت مرگ
سرگردان به سپيده اي ابري
چشم گردان آفتابي
كه گم شده است
كجاي جغرافياي من است
آسماني كه نمي گريد
ابرهاي پياپي…
عروسک های بی مادرپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : كريم رجب زاده
خانه هاي آوار شده
شهرهاي ويران
ميدان هاي آتش
كلاهخودهاي سرخ
قهقهه هاي سوراخ
و دريايي كه عطش جنون را
سيراب نمي كند
با كه بايد گفت؟
حكايت…
|
|||||
|