|
|
|
|
|||
اگر تا چند لحظه دیگر حاظر شدیدپنجشنبه 11 دی 1348
حسرت به دلش مانده بود كه يك دفعه هم كه شده بتواند دار و دسته اش را زودتر از بقيه از چادر بيرون بياورد و به جايگاه صبحگاه ببرد. دليلش هم اين بود كه اگر همه گروهان هم سر…
خاطرات سید علی(1)پنجشنبه 11 دی 1348
بچه های شهید چمران در ستاد جنگ های نا منظم جمع می شدند و هر شب عملیات می رفتند و بنده را هم گاهی با خودشان می بردند. یک شب دیدم افسری با من کار دارد؛ به نظرم سرهنگ 2یاسر…
خاطرات تفحص(1)پنجشنبه 11 دی 1348
هر کاری می کردیم، مرخصی نمی رفت. سخت کار می کرد. می گفت : «می ترسم نباشم و شهیدی زیر خاک بماند یا شهیدی پیدا شود و من نباشم.» کسی که جنگ را ندیده ، نمی داند استخوان شهید…
خاطرات تفحص(2)پنجشنبه 11 دی 1348
یکی با سلاح مراقب ما بود وما هم لابه لای نیزارها مشغول کاوش بودیم. نمی دانستیم در خاک عراقیم یا ایران. خود عراقی ها هم شک داشتند. مدتی پیش، یکی از بچه ها را در فکه اسیر…
صلوات...پنجشنبه 11 دی 1348
سرهنگ عراقی گفت« برای صدام صلواتی بفرستید.» برخاستم و با صدای بلند داد زدم «سرکرده اینها بمیرد،صلوات» طوفان صلوات برخاست... «قائدالرئیس صدام حسین، عمرش کوتاه تر باد،…
نامه ای به فرزند شهیدپنجشنبه 11 دی 1348
به : آقای حمیدرضا ملایی فرزند شهید احمد ملایی از فردوی قم
فرزند عزیزم! نامه تو به پدر شهیدت را در روزنامه خواندم. آن چه نوشته ای ، حرف دل خیلی هاست؛ اما این را بدان که…
آب دبه بعد از گذشت 12 سال هنوز گوارا بودپنجشنبه 11 دی 1348
در فكه كنار يكي از ارتفاعات تعدادي شهيد پيدا شدند كه يكي از آنها حالت جالبي داشت. او در حالي روي زمين افتاده بود كه دو دبه پلاستيكي 20 ليتري آب در دستان استخوانياش…
چند خاطره از شهید ابراهیم همتپنجشنبه 11 دی 1348
1)به سنگر تكيه زده بودم و به خاكها پا ميكشيدم. حاجي اجازه نداده بود بروم عمليات. مرا باش با ذوق و شوق روي لباسم شعار نوشته بودم. فكر كرده بودم رفتني هستم.داشت رد…
چند خاطره خواندنی از جبههپنجشنبه 11 دی 1348
1)هوالباقی :هرچه میگفتی چیزی دیگر جواب میداد. غیر ممکن بود مثل همه صریح وساده و همه فهم حرف بزند. بعد از عملیات بود، سراغ یکی از دوستان را از اوگرفتم چون احتمال…
کراواتپنجشنبه 11 دی 1348
یه استاد داشتیم که گیر داده بود همه دانشجوها باید کراوات بزنن! کلی هم تهدید کرده بود که اگه سر امتحان کراوات نزده باشین ازتون نمره کم می کنم. ولی مصطفی(شهید مصطفی…
|
|||||
|