|
|
|
|
|||
گمشدهپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: هاشم رضازاده
دست مرا به سمت دلت یک تکان بده
یعنی که یک دقیقه ی دیگر زمان بده
من بال و پر ندارم و بالا نرفته ام
یک چند پله حداقل نردبان بده
در جستجوی گمشده ای…
روایت مجنونپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: مهدی ربیعی
برخیز ای مرد قلندر! دار خون را
از لحظه های خود، روایت کن جنون را
شب های ما تاریک شد، معنا ندارد
روزی که در آن روشنایی جا ندارد
با دست های خود منور کن…
فاصله را فهمیدمپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: مهدی ربیعی
من رویش یک حوصله را فهمیدم
از پنجره ها، فاصله را فهمیدم
آنجا که کویر سرد نمرود شکست
ققنوسی هر چلچله را فهمیدم
منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
حسرت سرخپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: زهره خبوشانی «شقایق»
وقتی که به جای مرد یک سر باقی است
نقشی ز خط زخمی خنجر باقی است
یادآوری از حماسه ی عاشورا است
خورشید کنار زخم خنجر باقی است
از فوج کبوتران…
چشم به راهپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: زهره خبوشانی «شقایق»
با چادر سیاه و نگاهی همیشه
طی میکند مسافت راهی همیشگی
خط می کشد به روی نگاهش هجای اشک
در یک ردیف خلوت آهی همیشگی
تب کرده است شاخه ی ایمان و…
نشان بدرقهپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: مهیار خاوری نژاد
زیر همان درخت سبز اقاقیا
که نشان بدرقه ات بود
گل می دهد...
چند سالی است
در کنج لنج های بی ماهی
از میان تورهای آفت زده
نگاه آخرت را
بدرقه می…
پایان ماجراپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: وحید حیدری
آسمان تازه داشت می بارید، زندگی توی دست هایش بود
نوجوانی جوان تر از هر روز، جنگ آغاز ماجرایش بود
بعد مرگ پدر، پسر می خواست مدتی نان خانه را بدهد
آی…
نماز عشقپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: اصغر حاج حیدری «خاسته»
چو دیدم در نماز عشق رودررو خدایم را
شدم از خویش و گم کردم به حیرت دست و پایم را
به سوی غیر، چشمم روزنی بود و بر او بستم
که در خلوت ببینم روی…
شط نورپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: فتح الله حدادیان
هنوز از نفست شط نورمی ریزد
هنوز از دم گرمت غرور می ریزد
اگر چه در نظر خلق دست وپایت نیست
به روز واقعه پیدا شود که مثلت کیست؟
چه باخبر برسد یا که…
لحظه ی فراقپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: عصمت حبیبی
دارم تمام می شوم اما چه بی صدا
در خلسه ی سکوت و تماشا چه بی صدا
لبریز از صلابت و آرامش و دعا
می بینمش به راه، مهیا چه بی صدا
در انعطاف سادگی اش موج می…
|
|||||
|