صفحه اصلی
loading...
 
 
 

مثل قطار

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : امين عمراني احتياط! احتياط! خارهاي دشمن پابوسند فشنگ ها، لحظه لحظه ساعت به ساعت دنبال من مثل قطار سوت مي كشند آي برگرد برگرد! تفنگ هايت را جا گذاشته…

غزل شهود

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : مجيد عابدي كه بود آنكه مرا در وجود من گم كرد تمام بود مرا در نبود من گم كرد كدام خلسه ي وهن آفرين وهم آميز تمام كشف مرا در شهود من گم كرد فلك زمين و زمان…

اشک های غریبانه

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : فرشيد فرهمند نيا خورشيد را در كنار تو مي كارم تا عشق را به دست تو بسپارم مانند اشك هاي غريبانه بر وسعت مزار تو مي بارم ديروز سرفراز و رها بودم در لحظه…

نگاه تو

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : فرزانه يزدان شناس انگار كار توست كه توفان به پا كني تو آمدي كه دِينِ خودت را دا كني از خاكريزهاي زمان مثل آفتاب سَر مي رسي كه خون به دلِ ابرها كني پَر…

ابری پر از حروف الفبا

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : محمدرضا رنجبر باهر ابري پر از حروف الفبا رسيد و بعد بابا كشيد نوبت سارا رسيد و بعد سارا رسيده بود كه بابا به جبهه رفت آن ابر، تكه تكه به اينجا رسيد و…

وقتی جنگ…

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : محمدرضا رنجبر باهر وقتي جنگ شروع شد خبري از من نبود وقتي جنگ تمام شد از تو خبري نبود به مادر سپرده بودي اگر نيامدم وقتي علي بزرگ شد او را سر خاكم…

یلدای بی ستاره

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : فرزانه يزدان شناس از آفتاب خاطره اي بيشتر نداشت وقتي قفس شكست، كه او بال و پَر نداشت تا جان بگيرد و بِپرد اين بهانه را ديگر صداي چلچله ها هم، اثر…

آن شب

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : ابراهيم درويشي آن شب تو در چشم ترم آتش به پا كردي با شروه ي فايز دلم را آشنا كردي غم زير آوار جنون و بي قراري ماند وقتي نگاه خسته ي من را صدا كردي آرام با…

دانستم آن شب...

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : مختار عباسي دانستم آن شب دانش دريا شدن را مفهوم رويش، منطق افرا شدن را در دشت آتش، زير باران منور شب جار مي زد وعده ي فردا شدن را در دشت خون اي كاش مي…

آلبوم عکس

پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : محمدرضا رنجبر باهر آلبوم عكس خاطرات جنگ، لحظه ها را دوباره جان مي داد سرفه هاي پدر سكوت اتاق، رقص سردي به استكان مي داد پيش رو حجمي از هميشه ي پوچ،…