|
|
|
|
||
پایان ماجراپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: وحید حیدری
آسمان تازه داشت می بارید، زندگی توی دست هایش بود
نوجوانی جوان تر از هر روز، جنگ آغاز ماجرایش بود
بعد مرگ پدر، پسر می خواست مدتی نان خانه را بدهد
آی…
نشان بدرقهپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: مهیار خاوری نژاد
زیر همان درخت سبز اقاقیا
که نشان بدرقه ات بود
گل می دهد...
چند سالی است
در کنج لنج های بی ماهی
از میان تورهای آفت زده
نگاه آخرت را
بدرقه می…
چشم به راهپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: زهره خبوشانی «شقایق»
با چادر سیاه و نگاهی همیشه
طی میکند مسافت راهی همیشگی
خط می کشد به روی نگاهش هجای اشک
در یک ردیف خلوت آهی همیشگی
تب کرده است شاخه ی ایمان و…
حسرت سرخپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: زهره خبوشانی «شقایق»
وقتی که به جای مرد یک سر باقی است
نقشی ز خط زخمی خنجر باقی است
یادآوری از حماسه ی عاشورا است
خورشید کنار زخم خنجر باقی است
از فوج کبوتران…
فاصله را فهمیدمپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: مهدی ربیعی
من رویش یک حوصله را فهمیدم
از پنجره ها، فاصله را فهمیدم
آنجا که کویر سرد نمرود شکست
ققنوسی هر چلچله را فهمیدم
منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
روایت مجنونپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: مهدی ربیعی
برخیز ای مرد قلندر! دار خون را
از لحظه های خود، روایت کن جنون را
شب های ما تاریک شد، معنا ندارد
روزی که در آن روشنایی جا ندارد
با دست های خود منور کن…
گمشدهپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: هاشم رضازاده
دست مرا به سمت دلت یک تکان بده
یعنی که یک دقیقه ی دیگر زمان بده
من بال و پر ندارم و بالا نرفته ام
یک چند پله حداقل نردبان بده
در جستجوی گمشده ای…
شکوه شکفتنپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: منصور رضایی
تو را می ستایم که حتی
شکوه شکفتن
میان دو چشمت
به اندازه ی وسعت آسمان هاست
تو را می ستایم که روزی
ملائک که نه،
بلکه خمپاره ها هم به پایت
به پایت که…
ارمغان پیراهنپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: منصور رضایی
چه شوری همراهی پیکرت بود
پر از خون دل یار هم سنگرت بود
تو را می شناسم از آن یک نشانی
که بر جسم پاک چو گل پرپرت بود
نسیم ارمغانی ز پیراهنت داشت
که…
صدای زخمیپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: جواد زهتاب
یه صدا، صدای زخمی
یه صدا، صدای خسته
یه نفس شبیه هق هق
یه ترانه ی شکسته
با تموم پاکبازی
همه رمزی، همه رازی
تو برنده ای که با غم
داری بی صدا می سازی
تو…
|
||||
|