|
|
|
|
|||
نبرد میلی متری با دشمن در خرمشهرپنجشنبه 11 دی 1348
روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی بود و دشمن تا آن روز ده مرحله پیاپی به شهر خرمشهر حمله کرده بود. اما هر بار مقاومت نیروهای مردمی ،سپاه و تکاوران نیروی دریایی و دانشجویان…
آقا مارو می گوییپنجشنبه 11 دی 1348
بچه ها سراپا گوش بودند و منتظر شنيدن بقيه ماجرا و او همين طور كه داستان را به پايان مي برد سعي مي كرد توجه همه را به نقطه آخر قضيه جلب كند. مرتب راه را باريك مي كرد، كار…
آقای آشپز تبرک کنپنجشنبه 11 دی 1348
قيامتِ آدم بود و واويلاي غذا. همه دست اندركاران غافل گير شده بودند. كسي تصور نمي كرد اين همه نيرو مثل سيل يك مرتبه از سراسر كشور به سوي جبهه سرازير بشوند. سر ظهر شد. همه…
آه و ناله ترکشپنجشنبه 11 دی 1348
حرف تو حرف شد و خود به خود بحث شب عمليات پيش آمد و طبق معمول پيش بيني اينكه كي شهيد مي شود، كي مجروح و كي اسير. صحبت كشيد به اينجا كه چطوري مي شود اين همه شهيد و مجروح را…
آی شهر بده، آی شربتهپنجشنبه 11 دی 1348
خسته و كوفته از راه پيمايي روزانه برمي گشتيم؛ از آن راه پيمايي هاي قبل از عمليات كه براي افزايش بنيه دفاعي و اندازه سنجش ميزان استقامت بچه ها نمي گذاشتند كسي قمقمه اش…
ابرقو، ابرقوپنجشنبه 11 دی 1348
در عمليات نصر 7 با برادري يزدي يك جا بوديم. تعدادي از اسيران را به ما سپرده بودند كه آنها را به عقب منتقل كنيم. بين راه برنامه اي داشتيم. چه به روز اين اسيران مادرمرده…
اتوشویی کجاست؟پنجشنبه 11 دی 1348
لحظه اي آتش بازي قطع نمي شد. از زمين و آسمان، مثل نقل و نبات گلوله مي باريد. فرصت نفس كشيدن نبود. هركس هر جا مي توانست، پناه مي گرفت، ولو خودش را روي زمين بيندازد و سرش…
از دسته ما کسی شهید نمی شودپنجشنبه 11 دی 1348
از شهيد و شهادت و جوار حق و عشق و معشوق چيزهايي مي گفت كه آدم حاضربود نديده بخرد. بچه ها هم كه غش و ضعف مي كردند براي اين جور حرف ها و بحث ها. مجلس را كربلا كرده بود. هيچ…
از سرخ کردنی ها فشنگپنجشنبه 11 دی 1348
همه دور هم نشسته بوديم؛ صحبت از خوردني ها شد و اينكه كي چي دوست دارد و كي چي دوست ندارد. بچه ها از روي سادگي و صميميتي كه داشتند مي گفتند چه چيزهايي را دوست دارند و با…
استخدام هلال احمرپنجشنبه 11 دی 1348
خدا مي داند چقدر چادر زديم و جمع كرديم. گمان نمي كنم كولي هاو خانه به دوش ها، توي تمام عمرشان اين قدر ييلاق و قشلاق كرده باشند كه ما كرديم. هر جا مي رفتيم هنوز عرقمان…
|
|||||
|