|
|
|
|
|||
دیوان شهیدپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: محمد ابراهیم شایان
در خواب تو را به کوی رضوان دیدم
در دست تو صد شاخه ی ریحان دیدم
صد شعر تر ناب به دیوان شهید
از جنس غزل به رنگ ایمان دیدم
منبع: کتاب همیشه های…
شکوه شکفتنپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: منصور رضایی
تو را می ستایم که حتی
شکوه شکفتن
میان دو چشمت
به اندازه ی وسعت آسمان هاست
تو را می ستایم که روزی
ملائک که نه،
بلکه خمپاره ها هم به پایت
به پایت که…
ارمغان پیراهنپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: منصور رضایی
چه شوری همراهی پیکرت بود
پر از خون دل یار هم سنگرت بود
تو را می شناسم از آن یک نشانی
که بر جسم پاک چو گل پرپرت بود
نسیم ارمغانی ز پیراهنت داشت
که…
صدای زخمیپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: جواد زهتاب
یه صدا، صدای زخمی
یه صدا، صدای خسته
یه نفس شبیه هق هق
یه ترانه ی شکسته
با تموم پاکبازی
همه رمزی، همه رازی
تو برنده ای که با غم
داری بی صدا می سازی
تو…
شعر بی سر و سامانپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: آزاده سالمی
روی دستم مانده شعری بی سر و سامان هنوز
می دهم انگار اینجا عشق را تاوان هنوز
پشت سر، صد نوبهار آغاز را کوچیده ام
پیش رویم صد زمستان راه را تا پایان…
دو تا شاخه مریمپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: محمدرضا سرافرازیان
بابا نیامدی و دلم غرق ماتم است
جای تو روی میز، دو تا شاخه مریم است
بین هزار فاصله باران که بین ماست
باران من برای تو هر روز نم نم است
رفتی و…
کاسه ی آبپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: محمدرضا سلیمی
پشت سر او کاسه ی آبی پاشید
او رفت به خانه التهابی پاشید
مادر چه غریبانه پدر را می خواند
بر سنگ مزار او گلابی پاشید
منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
بابا نان دادپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: محمدرضا سلیمی
دیروز به سرفه های خود پایان داد
از شدت درد عاقبت او جان داد
انگار معلمم خبردار نشد
بر تخته نوشته است: بابا نان داد
منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
صحنه ی آخرپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: محمدرضا سلیمی
آن کوچه و آن کاسه و آن آب که ریخت
یک مرد که رفت و نور مهتاب که ریخت
این صحنه ی آخر تو را دیدن بود
بعد از تو چقدر اشک بی تاب که ریخت
منبع: کتاب همیشه…
نگاه بی صداپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر: امیر سنجوری
و کوچه بدرقه را دست بر دعا مانده
درست یک قدم از مرد تا خدا مانده
درنگ آخرش از التهاب کوچه گریخت
تبسمی و نگاهی که بی صدا مانده
زنی که پشت سر رود، آب می…
|
|||||
|